hörnen

Aussprache: /ˈhœʁnən/
Worttrennung: hör·nen
فعل

به همسر خیانت کردن, شاخ گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemandes Ehepartner + hörnnen)

به همسر کسی خیانت کردن، به همسر فرد دیگری وارد رابطه شدن (اصطلاح قدیمی یا نادر، به معنای 'شاخ گذاشتن').

  • Es war ein alter Brauch, dass man den Ehepartner des Freundes nicht hörnnen durfte.رسم قدیمی این بود که نباید به همسر دوست خیانت می‌کردی.
  • Man munkelte, er habe seine Nachbarin gehörnt.شایعه شده بود که او به همسایه زن خود خیانت کرده است.
2 intransitiv / Akkusativ (etwas/jemanden + hörnnen)

برای حیوان، شاخ درآوردن یا با شاخ حمله کردن (کاربرد فنی یا نادر).

  • Das junge Reh beginnt langsam zu hörnnen.گوزن جوان به آرامی شروع به درآوردن شاخ می‌کند.
  • Der Stier hönnte wütend auf den Torero.گاو نر با خشم به سمت گاوباز حمله کرد.