weghören
عمداً گوش ندادن، توجه نکردن به صدا
Bedeutungen
1
intransitiv / bei + Dativ weghören
حواس خود را عمداً از صدایی یا صحبت در حال پخش پرت کردن و گوش ندادن.
- Er versuchte, bei dem lauten Lärm wegzuhören, aber es war unmöglich.او سعی کرد با وجود سر و صدای بلند گوش ندهد، اما غیرممکن بود.
- Sie hörte bei der Predigt weg, weil sie an etwas anderes dachte.او در طول موعظه گوش نداد زیرا به چیز دیگری فکر میکرد.