hören

Aussprache: /ˈhøːʁən/
Wortzerlegung: hö·ren
فعل

شنیدن، گوش دادن، خبر داشتن

Bedeutungen

1 etwas/jemanden (Akkusativ)

شنیدن یا گوش دادن به صدا، موسیقی، سخن یا خبر

  • Ich höre gerne klassische Musik.من دوست دارم به موسیقی کلاسیک گوش دهم.
  • Hast du dieses seltsame Geräusch gehört?آیا آن صدای عجیب را شنیدی؟
2 auf + Akkusativ

گوش کردن به حرف، نصیحت یا دستور کسی و از آن اطاعت کردن

  • Du solltest auf den Rat deiner Eltern hören.تو باید به نصیحت پدر و مادرت گوش کنی.
  • Der Hund hört nicht auf seine Befehle.سگ به دستورهای او گوش نمیدهد (اطاعت نمی‌کند).
3 von + Dativ

اطلاع یافتن یا خبر داشتن از کسی یا چیزی

  • Ich habe schon lange nichts mehr von ihm gehört.من مدت‌هاست که دیگر هیچ خبری از او نشنیده‌ام (ندارم).
  • Hast du von dem Unfall auf der Autobahn gehört?آیا درباره تصادف در بزرگراه شنیده‌ای؟