hübsch

Aussprache: /hʏpʃ/
Worttrennung: hübsch
صفت

قشنگ، زیبا، خوشگل، دلپذیر

Bedeutungen

1

دارای ظاهر دلپذیر و جذاب، زیبا و خوش‌نما.

  • Das ist ein hübsches Kleid, das dir gut steht.این یک لباس قشنگی است که به تو می‌آید.
  • Sie hat ein hübsches Lächeln, das jeden verzaubert.او لبخند زیبایی دارد که هر کسی را مسحور می‌کند.
  • Der Garten ist sehr hübsch mit all den Blumen.باغ با تمام گل‌هایش بسیار زیباست.
2

به طور کلی دلپذیر، خوب یا مناسب بودن چیزی (غیر از ظاهر).

  • Das ist eine hübsche Summe Geld, die du da verdient hast.این مبلغ پول خوبی است که تو به دست آورده‌ای.
  • Wir hatten einen hübschen Abend mit Freunden.ما شب دلپذیری را با دوستان گذراندیم.
  • Das ist eine hübsche Gelegenheit, um neue Leute kennenzulernen.این فرصت خوبی برای آشنایی با افراد جدید است.