hügelig

Aussprache: /ˈhyːɡəlɪç/
Worttrennung: hü·ge·lig
صفت

تپه‌ای، ناهموار

Bedeutungen

1

دارای تپه‌ها یا برآمدگی‌های متعدد؛ ناهموار.

  • Die Landschaft dort ist sehr hügelig.منظره آنجا بسیار تپه‌ای است.
  • Wir fuhren mit dem Fahrrad durch das hügelige Gelände.ما با دوچرخه از میان زمین ناهموار عبور کردیم.
  • Der Weg war hügelig und steinig.مسیر تپه‌ای و سنگلاخ بود.