nachhelfen

Aussprache: /ˈnaːxˌhɛlfn̩/
Worttrennung: nach·hel·fen
فعل

کمک جانبی کردن، تسریع کردن، دست به کار شدن

Bedeutungen

1 Dativ / bei + Dativ

با مداخلات کوچک یا ابزار کمکی، روند پیشرفت کاری یا شانس موفقیت را شتاب بخشیدن

  • Manchmal muss man dem Glück ein wenig nachhelfen.گاهی اوقات باید کمی به شانس کمک کرد.
  • Er hat seiner Karriere mit guten Kontakten nachgeholfen.او با ارتباطات خوب به حرفه‌اش کمک کرد.
2 bei + Dativ (bei jemandem / etwas nachhelfen)

استفاده از روش‌های غیرمستقیم یا میانبر (مانند تقلب) برای رسیدن به نتیجه

  • Er hat bei der Prüfung nachgeholfen, um sie zu bestehen.او برای قبولی در امتحان تقلب کرد.
  • Sie hat beim Auswahlverfahren nachgeholfen, um den Job zu bekommen.او در فرآیند انتخاب کمک کرد تا شغل را به دست آورد.