helfen
کمک کردن، یاری رساندن، مفید بودن
Bedeutungen
1
Dativ (+ bei + Dativ)
به کسی در انجام کاری یاری رساندن یا پشتیبانی کردن
- Kannst du mir bitte bei den Hausaufgaben helfen?میتوانی لطفاً در تکالیف به من کمک کنی؟
- Sie hilft ihrer Mutter täglich im Haushalt.او هر روز به مادرش در کارهای خانه کمک میکند.
2
gegen + Akkusativ / bei + Dativ
برای درمان بیماری، رفع مشکلی یا کاهش حالتی مفید و چارهساز بودن
- Dieses Medikament hilft schnell gegen Kopfschmerzen.این دارو به سرعت برای سردرد موثر است.
- Regelmäßiger Sport hilft beim Stressabbau.ورزش منظم به کاهش استرس کمک میکند.