helfen

Aussprache: /ˈhɛlfn̩/
Worttrennung: hel·fen
فعل

کمک کردن، یاری رساندن، مفید بودن

Bedeutungen

1 Dativ (+ bei + Dativ)

به کسی در انجام کاری یاری رساندن یا پشتیبانی کردن

  • Kannst du mir bitte bei den Hausaufgaben helfen?می‌توانی لطفاً در تکالیف به من کمک کنی؟
  • Sie hilft ihrer Mutter täglich im Haushalt.او هر روز به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کند.
2 gegen + Akkusativ / bei + Dativ

برای درمان بیماری، رفع مشکلی یا کاهش حالتی مفید و چاره‌ساز بودن

  • Dieses Medikament hilft schnell gegen Kopfschmerzen.این دارو به سرعت برای سردرد موثر است.
  • Regelmäßiger Sport hilft beim Stressabbau.ورزش منظم به کاهش استرس کمک می‌کند.