hüllen

Aussprache: /ˈhʏlən/
Wortzerlegung: hül·len
فعل

پیچیدن، پوشاندن، در چیزی فرو بردن/پوشاندن

Beispiele

  • Sie ''hüllt'' ihr Baby in eine warme Decke.او نوزادش را در یک پتوی گرم می‌پیچد.
  • Der Wind blies eisig, und der Wanderer ''hüllte'' sich fester in seinen Mantel.باد سرد می‌وزید و کوهنورد محکم‌تر خود را در پالتویش پیچید.
  • Sie ''hüllt'' das Geschenk in buntes Papier.او هدیه را در کاغذ رنگی می‌پیچد.
  • Nun ist die Welt so trübe, der Weg ''gehüllt'' in Schnee.اکنون جهان چنین تیره است، راه در برف پوشیده شده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با پارچه یا پوششی دیگر پیچیدن یا پوشاندن

  • Sie hüllte das Baby in eine warme Decke.او نوزاد را در یک پتوی گرم پیچید.
  • Der Nebel hüllte die ganze Stadt ein.مه تمام شهر را فرا گرفت.
2 sich + in + Akkusativ

خود را در چیزی پیچیدن یا پوشاندن (بازتابی)

  • Er hüllte sich in seinen Mantel und ging hinaus.او خود را در کتش پیچید و بیرون رفت.
  • Sie hüllte sich in Schweigen, als sie gefragt wurde.وقتی از او سوال شد، او در سکوت فرو رفت (خود را در سکوت پیچید).