hüllen
پیچیدن، پوشاندن، در چیزی فرو بردن/پوشاندن
Beispiele
- Sie ''hüllt'' ihr Baby in eine warme Decke.او نوزادش را در یک پتوی گرم میپیچد.
- Der Wind blies eisig, und der Wanderer ''hüllte'' sich fester in seinen Mantel.باد سرد میوزید و کوهنورد محکمتر خود را در پالتویش پیچید.
- Sie ''hüllt'' das Geschenk in buntes Papier.او هدیه را در کاغذ رنگی میپیچد.
- Nun ist die Welt so trübe, der Weg ''gehüllt'' in Schnee.اکنون جهان چنین تیره است، راه در برف پوشیده شده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با پارچه یا پوششی دیگر پیچیدن یا پوشاندن
- Sie hüllte das Baby in eine warme Decke.او نوزاد را در یک پتوی گرم پیچید.
- Der Nebel hüllte die ganze Stadt ein.مه تمام شهر را فرا گرفت.
2
sich + in + Akkusativ
خود را در چیزی پیچیدن یا پوشاندن (بازتابی)
- Er hüllte sich in seinen Mantel und ging hinaus.او خود را در کتش پیچید و بیرون رفت.
- Sie hüllte sich in Schweigen, als sie gefragt wurde.وقتی از او سوال شد، او در سکوت فرو رفت (خود را در سکوت پیچید).