die Hülse
غلاف، پوکه، نیام
Bedeutungen
1
پوشش یا غلاف محافظ برای اشیاء مختلف، مانند غلاف فشنگ (پوکه)، غلاف بذر یا غلاف فلزی برای محافظت از سیمها.
- Der Jäger sammelte die leeren Hülsen der Patronen.شکارچی پوکههای خالی فشنگها را جمع کرد.
- Die Samen sind von einer harten Hülse umgeben, die sie schützt.دانهها توسط یک غلاف سخت احاطه شدهاند که از آنها محافظت میکند.
- Die Elektrokabel sind in einer schützenden Hülse verlegt.کابلهای برق در یک غلاف محافظ قرار داده شدهاند.
2
به صورت مجازی، به معنای بخش خارجی و توخالی یک چیز، مانند پوکه یا پوشش.
- Die Worthülse ist nur die äußere Hülse, der eigentliche Inhalt fehlt.شعار توخالی فقط پوکه بیرونی است، محتوای واقعی آن وجود ندارد.
- Er sprach nur über die Hülse des Problems, nicht über die Ursache.او فقط درباره پوسته مشکل صحبت کرد، نه درباره علت آن.
- Diese Theorie ist nur eine leere Hülse ohne Beweise.این نظریه فقط یک پوسته خالی بدون مدرک است.