hülsen
پوست کندن (حبوبات)، جدا کردن غلاف
Beispiele
- Man ''hülste'' Bohnen.آنها نخودها را پوست کندند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوست، غلاف یا پوشش خارجی میوهها، دانهها، حبوبات یا سایر مواد را جدا کردن.
- Die Maschine hilft, die Erbsen schnell zu hülsen.این دستگاه به پوست کندن سریع نخودها کمک میکند.
- Vor dem Kochen müssen die Bohnen sorgfältig gehülst werden.قبل از پخت، لوبیاها باید با دقت پوست کنده شوند.