hülsen

Aussprache: /ˈhʏlzn̩/
Wortzerlegung: hül·sen
فعل

پوست کندن (حبوبات)، جدا کردن غلاف

Beispiele

  • Man ''hülste'' Bohnen.آنها نخودها را پوست کندند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پوست، غلاف یا پوشش خارجی میوه‌ها، دانه‌ها، حبوبات یا سایر مواد را جدا کردن.

  • Die Maschine hilft, die Erbsen schnell zu hülsen.این دستگاه به پوست کندن سریع نخودها کمک می‌کند.
  • Vor dem Kochen müssen die Bohnen sorgfältig gehülst werden.قبل از پخت، لوبیاها باید با دقت پوست کنده شوند.