hochhüpfen

Aussprache: /ˈhoːxhʏpfn̩/
Worttrennung: hoch·hüp·fen
فعل

به بالا پریدن، جهیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با یک حرکت سریع و سبک به سمت بالا پریدن یا جهیدن.

  • Das kleine Kind hüpfte vor Freude hoch.کودک کوچک از شادی به بالا پرید.
  • Sie hüpfte hoch, um die Frucht vom Baum zu pflücken.او برای چیدن میوه از درخت، به بالا جهید.