hürdenreich
پر از مانع، دشوار، پردردسر
Bedeutungen
1
پر از موانع، مشکلات یا چالشهای غیرمنتظره که رسیدن به هدف را دشوار میسازد.
- Der Weg zum Erfolg war lang und hürdenreich.مسیر رسیدن به موفقیت طولانی و پر از مانع بود.
- Ihre Ehe war von Anfang an hürdenreich.از همان ابتدا ازدواج آنها پردردسر بود.
- Die politische Situation im Land ist sehr hürdenreich.وضعیت سیاسی در کشور بسیار دشوار است.