hürdenreich

Aussprache: /ˈhʏʁdn̩ˌʁaɪ̯ç/
Worttrennung: hür·den·reich
صفت

پر از مانع، دشوار، پردردسر

Bedeutungen

1

پر از موانع، مشکلات یا چالش‌های غیرمنتظره که رسیدن به هدف را دشوار می‌سازد.

  • Der Weg zum Erfolg war lang und hürdenreich.مسیر رسیدن به موفقیت طولانی و پر از مانع بود.
  • Ihre Ehe war von Anfang an hürdenreich.از همان ابتدا ازدواج آن‌ها پردردسر بود.
  • Die politische Situation im Land ist sehr hürdenreich.وضعیت سیاسی در کشور بسیار دشوار است.