einhüten

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌhyːtn̩/
Worttrennung: ein·hü·ten
فعل

مراقبت کردن از خانه یا حیوانات در غیاب صاحبخانه، سرپرستی کردن، به آغل راندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einhüten)

مراقبت کردن از خانه، باغ یا حیوانات در غیاب صاحبخانه؛ سرپرستی کردن.

  • Kannst du bitte auf meine Katze einhüten, während ich im Urlaub bin?می‌توانی لطفاً در طول تعطیلات من از گربه‌ام مراقبت کنی؟
  • Der Nachbar hat versprochen, auf unser Haus einzuhüten.همسایه قول داده است که از خانه‌ی ما مراقبت کند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas einhüten)

حیوانات را به سمت آغل، چراگاه یا پناهگاه راندن و از آن‌ها محافظت کردن.

  • Der Hirte hütete die Schafe auf die Weide ein.چوپان گوسفندان را به سمت چراگاه راند.
  • Es ist Zeit, die Kühe in den Stall einzuhüten.وقت آن است که گاوها را به داخل طویله ببریم.