einhüten
مراقبت کردن از خانه یا حیوانات در غیاب صاحبخانه، سرپرستی کردن، به آغل راندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einhüten)
مراقبت کردن از خانه، باغ یا حیوانات در غیاب صاحبخانه؛ سرپرستی کردن.
- Kannst du bitte auf meine Katze einhüten, während ich im Urlaub bin?میتوانی لطفاً در طول تعطیلات من از گربهام مراقبت کنی؟
- Der Nachbar hat versprochen, auf unser Haus einzuhüten.همسایه قول داده است که از خانهی ما مراقبت کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas einhüten)
حیوانات را به سمت آغل، چراگاه یا پناهگاه راندن و از آنها محافظت کردن.
- Der Hirte hütete die Schafe auf die Weide ein.چوپان گوسفندان را به سمت چراگاه راند.
- Es ist Zeit, die Kühe in den Stall einzuhüten.وقت آن است که گاوها را به داخل طویله ببریم.