hüten
مراقبت کردن، نگهبانی کردن، استراحت کردن (در بستر)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hüten)
از کسی یا چیزی مراقبت کردن، محافظت کردن، نگهداری کردن.
- Der Hirte hütet seine Schafe auf der Weide.چوپان گوسفندانش را در مرتع میچراند.
- Sie hütet die wertvolle Porzellanvase ihrer Großmutter.او از گلدان چینی گرانبهای مادربزرگش مراقبت میکند.
2
sich + vor + Dativ
از چیزی دوری کردن، برحذر بودن، مواظب بودن که کاری را انجام ندهی.
- Hüte dich vor falschen Freunden!از دوستان دروغین دوری کن!
- Er hütete sich davor, seine Meinung zu äußern.او از بیان نظرش خودداری کرد.