hüten

Aussprache: /ˈhyːtən/
Worttrennung: hü·ten
فعل

مراقبت کردن، نگهبانی کردن، استراحت کردن (در بستر)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas hüten)

از کسی یا چیزی مراقبت کردن، محافظت کردن، نگهداری کردن.

  • Der Hirte hütet seine Schafe auf der Weide.چوپان گوسفندانش را در مرتع می‌چراند.
  • Sie hütet die wertvolle Porzellanvase ihrer Großmutter.او از گلدان چینی گرانبهای مادربزرگش مراقبت می‌کند.
2 sich + vor + Dativ

از چیزی دوری کردن، برحذر بودن، مواظب بودن که کاری را انجام ندهی.

  • Hüte dich vor falschen Freunden!از دوستان دروغین دوری کن!
  • Er hütete sich davor, seine Meinung zu äußern.او از بیان نظرش خودداری کرد.