haaren
موی ریختن، پوستاندازی کردن (حیوانات)
Beispiele
- Mein Hund ''haart'' zur Zeit besonders stark.سگ من این روزها بهخصوص خیلی مو میریزد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
مو ریختن، ریزش مو داشتن (معمولاً حیوانات، گاهی انسانها).
- Mein Hund haart im Frühling sehr stark.سگ من در بهار خیلی مو میریزد.
- Diese Katze haart kaum.این گربه تقریباً مو نمیریزد.