haben
داشتن، به عنوان فعل کمکی (گذشته)، دارا بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مالکیت مادی یا معنوی چیزی را داشتن؛ صاحب چیزی بودن
- Ich habe ein neues Auto gekauft.من یک ماشین جدید خریدهام.
- Sie hat zwei ältere Brüder.او دو برادر بزرگتر دارد.
- Er hat viel Geld auf dem Konto.او پول زیادی در حسابش دارد.
2
mit Partizip II
به عنوان فعل کمکی برای ساختن زمانهای گذشته (Perfekt و Plusquamperfekt)
- Ich habe gestern lange gearbeitet.من دیروز مدت زیادی کار کردم.
- Wir haben viel Neues gelernt.ما چیزهای جدید زیادی یاد گرفتهایم.
3
Akkusativ
داشتن حالت فیزیکی، احساس، بیماری، ویژگی یا شرایط زبانی/زمانی
- Er hat seit gestern hohes Fieber.او از دیروز تب بالایی دارد.
- Ich habe heute leider keine Zeit.من امروز متأسفانه وقت ندارم.
- Sie hat Angst vor Spinnen.او از عنکبوتها میترسد (ترس دارد).
- Wir haben Hunger und Durst.ما گرسنه و تشنه هستیم (گرسنگی و تشنگی داریم).
4
Akkusativ
داشتن یا دارا بودن مقدار، وزن، طول، اندازه یا سن مشخص
- Das Zimmer hat eine Fläche von 20 Quadratmetern.اتاق مساحتی برابر با ۲۰ متر مربع دارد.
- Der Berg hat eine Höhe von über 3000 Metern.این کوه ارتفاعی بیش از ۳۰۰۰ متر دارد.
5
haben + zu + Infinitiv
مجبور بودن / باید کاری را انجام دادن (کاربرد شبهوجهی)
- Du hast diese Regeln zu befolgen.تو باید از این قوانین پیروی کنی.
- Ich habe noch viel zu tun.من هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن دارم.
6
Akkusativ (+ an / auf / um)
چیزی را پوشیده بودن، به تن یا به چشم داشتن (در ترکیب با قیدهای مکان)
- Sie hat einen roten Mantel an.او یک پالتوی قرمز به تن دارد.
- Er hat eine Brille auf.او عینک به چشم دارد.
7
Akkusativ (+ da / dort)
موجود بودن / در دسترس بودن (کاربرد عامیانه در موقعیت مکانی)
- Haben Sie frische Milch da?آیا شیر تازه موجود دارید؟
8
sich haben / es mit jemandem haben
رفتار کردن، سختگیری کردن یا کلافه بودن (در عبارات اصطلاحی و عامیانه)
- Hab dich nicht so!اینقدر لوس نشو / سخت نگیر!
- Er hat es im Rücken.او کمردرد دارد (در ناحیه کمر مشکل دارد).