habsüchtig
طماع، حریص، دنیاپرست
Bedeutungen
1
دارای تمایل شدید و غیرقابل کنترل به انباشت ثروت و دارایی؛ طماع و دنیاپرست.
- Der habsüchtige Geschäftsmann wollte immer mehr Geld.تاجر طماع همیشه پول بیشتری میخواست.
- Seine habsüchtige Natur verhinderte, dass er glücklich wurde.طبیعت حریص او مانع خوشبختیاش شد.
- Manche Leute sind so habsüchtig, dass sie alles für Geld tun würden.برخی افراد آنقدر طماع هستند که برای پول دست به هر کاری میزنند.