aufhaben
به سر/چشم داشتن، باز بودن، تکلیف داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufhaben)
پوشاک روی سر یا چشم (مانند کلاه، عینک، هدفون) را بر تن داشتن.
- Er hat immer eine Mütze auf, auch im Haus.او همیشه کلاهی بر سر دارد، حتی در خانه.
- Sie hatte eine Sonnenbrille aufgehabt, um ihre Augen zu schützen.او عینکی آفتابی برای محافظت از چشمانش به چشم داشت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
باز بودن فروشگاه، مکان عمومی یا پنجره.
- Ist das Geschäft heute noch auf?آیا مغازه امروز هنوز باز است؟
- Das Fenster bleibt über Nacht immer auf.پنجره همیشه شبها باز میماند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas aufhaben)
تکلیف خانگی یا وظیفهای برای انجام دادن داشتن.
- Was hast du heute für Hausaufgaben auf?امروز چه تکالیف خانگی داری؟
- Der Lehrer hat uns eine Menge Arbeit für morgen aufgehabt.معلم برای فردا به ما مقدار زیادی کار محول کرده است.