satthaben
به ستوه آمدن، خسته شدن از
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden satt haben)
کلافه شدن، خسته شدن و به ستوه آمدن از یک موضوع، رفتار یا وضعیت تکراری یا ناخوشایند.
- Ich habe dieses ständige Gemecker satt!من از این غرولند دائمی به ستوه آمدهام!
- Er hat die ständigen Ausreden seines Sohnes satt.او از بهانههای مداوم پسرش خسته شده است.