entzweihacken

Aussprache: /ɛntˈtsvaɪ̯ˌhakn̩/
Worttrennung: ent·zwei·ha·cken
فعل

از وسط دو نیم کردن (با تبر و غیره)، شکافتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas entzweihacken)

چیزی را با ضربه زدن (معمولاً با تبر یا ابزار مشابه) به دو نیم تقسیم کردن.

  • Er hat den Baumstamm entzweigehackt.او کنده درخت را از وسط دو نیم کرد.
  • Mit einem kräftigen Schlag wurde das Holz entzweigehackt.با یک ضربه قوی، چوب از وسط شکافته شد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas entzweihacken)

چیزی را به طور کامل از بین بردن یا نابود کردن (به صورت مجازی).

  • Seine Pläne wurden völlig entzweigehackt.برنامه‌های او کاملاً نابود شد.
  • Die Krise hat die Wirtschaft entzweigehackt.بحران اقتصاد را کاملاً از بین برد.