hackeln

Aussprache: /ˈhakl̩n/
Wortzerlegung: ha·ckeln
فعل

سخت کار کردن، تقلا کردن (عامیانه اتریشی)

Beispiele

  • Und dann findet diesen Tiroler Ballon im Burgenland ein gebürtiger Gsiberger [= Vorarlberger], der in NÖ lebt und in Wien ''hackelt''.و سپس این بالون‌ساز تیرولی را در بورگنلند پیدا می‌کند، کسی که در اتریش سفلی زندگی می‌کند و در وین «سخت کار می‌کند» (تقلا می‌کند).

Bedeutungen

1 Intransitiv

سخت کار کردن، زحمت کشیدن (بیشتر در اتریش و جنوب آلمان، عامیانه)

  • Er hackelt den ganzen Tag auf dem Bau.او تمام روز در ساختمان‌سازی سخت کار می‌کند.
  • Wir müssen noch lange hackeln, bis wir fertig sind.ما باید هنوز مدت زیادی سخت کار کنیم تا تمام شویم.
2 Akkusativ (etwas hackeln)

(با تیشه، کلنگ یا ابزار مشابه) ضربه زدن، خرد کردن

  • Der Bauer hackelt Holz für den Winter.کشاورز برای زمستان چوب خرد می‌کند.
  • Sie hackelte mit der Spitzhacke auf den Stein ein.او با کلنگ به سنگ ضربه می‌زد.