hackeln
سخت کار کردن، تقلا کردن (عامیانه اتریشی)
Beispiele
- Und dann findet diesen Tiroler Ballon im Burgenland ein gebürtiger Gsiberger [= Vorarlberger], der in NÖ lebt und in Wien ''hackelt''.و سپس این بالونساز تیرولی را در بورگنلند پیدا میکند، کسی که در اتریش سفلی زندگی میکند و در وین «سخت کار میکند» (تقلا میکند).
Bedeutungen
1
Intransitiv
سخت کار کردن، زحمت کشیدن (بیشتر در اتریش و جنوب آلمان، عامیانه)
- Er hackelt den ganzen Tag auf dem Bau.او تمام روز در ساختمانسازی سخت کار میکند.
- Wir müssen noch lange hackeln, bis wir fertig sind.ما باید هنوز مدت زیادی سخت کار کنیم تا تمام شویم.
2
Akkusativ (etwas hackeln)
(با تیشه، کلنگ یا ابزار مشابه) ضربه زدن، خرد کردن
- Der Bauer hackelt Holz für den Winter.کشاورز برای زمستان چوب خرد میکند.
- Sie hackelte mit der Spitzhacke auf den Stein ein.او با کلنگ به سنگ ضربه میزد.