hager
لاغر و استخوانی، نحیف
Beispiele
- Er ist ein ''hag(e)rer'' Bursche.او پسری لاغر و استخوانی است.
- Der alte Anwalt hat ein ''hag(e)res'' Gesicht.وکیل پیر چهرهای لاغر و استخوانی دارد.
- Stephan hat eine ''hag(e)re'' Gestalt.استفان اندامی نحیف دارد.
- Der Bauer hat nur ''hag(e)re'' Rinder auf der Weide.کشاورز فقط گاوهای لاغر و استخوانی در چراگاه دارد.