nachhaken
پیگیری کردن، سؤال بیشتر پرسیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (oft mit bei + Dativ oder nach + Dativ)
دوباره پرسیدن، پیگیری کردن یک موضوع یا سؤال برای دریافت اطلاعات بیشتر یا تأیید.
- Ich muss bei meinem Chef noch einmal nachhaken, wann das Projekt fertig wird.من باید دوباره از رئیسم پیگیری کنم که پروژه کی تمام میشود.
- Er hakte bei der Polizei nach, ob es schon neue Erkenntnisse gibt.او از پلیس پرسید که آیا اطلاعات جدیدی به دست آمده است یا خیر.