صفت
نیمهتمام، نیمهکاره
جملات نمونه برای halbfertig:
„Hamburgs Politiker […] haben 2006 ein offensichtlich nicht mal ''halbfertig'' geplantes Gebäude in Auftrag gegeben.“
«سیاستمداران هامبورگ [...] در سال ۲۰۰۶ ساختمانی را سفارش دادند که آشکارا حتی نیمهتمام هم برنامهریزی نشده بود.»