فعل
نصف کردن، به نصف کاهش دادن
معانی و تعاریف halbieren:
- چیزی را به دو قسمت مساوی تقسیم کردن یا مقدار آن را نصف کردن.
جملات نمونه برای halbieren:
„Wenn man den Raum ''halbieren'' würde, könnte man die Seiten passgenau aufeinanderlegen.“
«اگر آدم اتاق را «نصف میکرد»، میتوانست ضلعها را دقیقاٌ روی هم قرار دهد.»
Sie hat den Apfel halbiert und die Kerne entfernt.
او سیب را نصف کرد و هستههایش را درآورد.
Wir müssen die Kosten halbieren, um das Projekt zu retten.
ما باید هزینهها را نصف کنیم تا پروژه را نجات دهیم.