halbjährig

Aussprache: /ˈhalpˌjɛːrɪç/
Worttrennung: halb·jäh·rig
صفت

شش ماهه، نیم ساله (به مدت یا سن نیم سال)

Bedeutungen

1

چیزی که مدت زمان آن شش ماه است یا به سن شش ماهگی رسیده است.

  • Das Baby ist jetzt schon halbjährig und krabbelt.نوزاد اکنون شش ماهه است و می‌خزد.
  • Wir haben einen halbjährig angelegten Sparplan.ما یک برنامه پس‌انداز شش ماهه داریم.
  • Die halbjährig erscheinende Fachzeitschrift ist sehr beliebt.این مجله تخصصی که هر شش ماه یکبار منتشر می‌شود، بسیار محبوب است.