halbjährig
شش ماهه، نیم ساله (به مدت یا سن نیم سال)
Bedeutungen
1
چیزی که مدت زمان آن شش ماه است یا به سن شش ماهگی رسیده است.
- Das Baby ist jetzt schon halbjährig und krabbelt.نوزاد اکنون شش ماهه است و میخزد.
- Wir haben einen halbjährig angelegten Sparplan.ما یک برنامه پسانداز شش ماهه داریم.
- Die halbjährig erscheinende Fachzeitschrift ist sehr beliebt.این مجله تخصصی که هر شش ماه یکبار منتشر میشود، بسیار محبوب است.