halbkreisförmig

Aussprache: /ˈhalpˌkraɪ̯sfœʁmɪç/
Worttrennung: halb·kreis·för·mig
صفت

نیم‌دایره‌ای شکل

Bedeutungen

1

دارای شکلی که نیمی از یک دایره را تشکیل می‌دهد.

  • Das Fenster hatte eine halbkreisförmige Öffnung.پنجره دهانه نیم‌دایره‌ای داشت.
  • Die Bühne war halbkreisförmig angelegt.صحنه به صورت نیم‌دایره‌ای طراحی شده بود.
  • Wir saßen in einem halbkreisförmigen Zuschauerraum.ما در یک سالن تماشاگران نیم‌دایره‌ای نشسته بودیم.