صفت
نیمهسفت، تقریباً سفت
جملات نمونه برای halbsteif:
„Mit denselben Händen, mit denen sie M&Ms schaufeln, fahren sie in ihre Boxershorts und kneten ihre ''halbsteifen'' Schwänze.“
با همان دستهایی که M&Ms را برمیدارند، داخل شورتشان میروند و آلتهای نیمهسفتشان را چنگ میزنند.