صفت
نیمهمخروبه، نیمهویران
معانی و تعاریف halbverfallen:
- در وضعیت نیمهویرانی یا در آستانه فروپاشی کامل، اغلب برای توصیف ساختمانها، بناها یا حتی ساختارهای انتزاعی.
جملات نمونه برای halbverfallen:
„Er hatte als Erster von Süleyman erfahren, aus dem Mund eines irakischen Agenten in jenem ''halbverfallenen'' Haus südlich von Tikris.“
او اولین کسی بود که از سلیمان شنید، از زبان یک مأمور عراقی در آن خانه نیمهمخروبه در جنوب تکریت.
Die alte Villa, halbverfallen und von Efeu überwuchert, strahlte eine melancholische Schönheit aus.
ویلاى قدیمى، نیمهمخروبه و پوشیده از پیچک، زیبایی غمانگیزی را منعکس میکرد.
Nach dem Krieg stand das historische Zentrum der Stadt größtenteils halbverfallen da.
پس از جنگ، مرکز تاریخی شهر عمدتاً نیمهویران باقی مانده بود.