halbzivilisiert
نیمهمتمدن، در مرحلهای از تمدن
Bedeutungen
1
در مرحلهای از تمدن قرار گرفته اما هنوز به طور کامل متمدن نشده است؛ اغلب با بار معنایی منفی برای توصیف جوامع یا افراد.
- Manche Historiker betrachten diese frühe Kultur als halbzivilisiert.برخی مورخان این فرهنگ اولیه را نیمهمتمدن میدانند.
- Die Kolonialmächte sahen viele Völker als halbzivilisiert an.قدرتهای استعماری بسیاری از ملتها را نیمهمتمدن میدانستند.
- Sein Verhalten war eher halbzivilisiert als höflich.رفتار او بیشتر نیمهمتمدن بود تا مودبانه.