halbzivilisiert

Aussprache: /ˈhalp͡t͡si̯viliˈt͡si̯ɐ̯t/
Worttrennung: halb·zi·vi·li·siert
صفت

نیمه‌متمدن، در مرحله‌ای از تمدن

Bedeutungen

1

در مرحله‌ای از تمدن قرار گرفته اما هنوز به طور کامل متمدن نشده است؛ اغلب با بار معنایی منفی برای توصیف جوامع یا افراد.

  • Manche Historiker betrachten diese frühe Kultur als halbzivilisiert.برخی مورخان این فرهنگ اولیه را نیمه‌متمدن می‌دانند.
  • Die Kolonialmächte sahen viele Völker als halbzivilisiert an.قدرت‌های استعماری بسیاری از ملت‌ها را نیمه‌متمدن می‌دانستند.
  • Sein Verhalten war eher halbzivilisiert als höflich.رفتار او بیشتر نیمه‌متمدن بود تا مودبانه.