aufhelfen
از زمین بلند کردن (کسی)، دستگیری کردن در شرایط سخت
Bedeutungen
1
Dativ (+ auf die Beine)
کمک به کسی که افتاده است تا دوباره روی پاهای خود بایستد
- Nach dem schweren Sturz half man dem Läufer wieder auf.پس از زمینخوردن شدید، به دونده کمک کردند تا دوباره بلند شود.
- Er half dem alten Mann wieder auf die Beine.او به مرد کهنسال کمک کرد تا دوباره روی پاهایش بایستد.
2
Dativ
حمایت از کسی برای خروج از موقعیت مالی یا روحی بحرانی (مفهوم استعاری)
- Freunde haben der Familie in dieser schweren Zeit aufgeholfen.دوستان در این دوران سخت از این خانواده دستگیری کردند.