herunterhelfen

Aussprache: /hɛɐ̯ˈʁʊntɐˌhɛlfən/
Worttrennung: her·un·ter·hel·fen
فعل

کمک کردن برای پایین آمدن

Bedeutungen

1 Dativ + von + Dativ

به کسی کمک کردن تا از یک ارتفاع (مثل درخت، نردبان، تراکتور یا اسب) به پایین بیاید

  • Der Feuerwehrmann half dem Kind vom Dach herunter.آتش‌نشان به کودک کمک کرد تا از پشت‌بوم پایین بیاید.
  • Kannst du mir bitte von diesem hohen Stuhl herunterhelfen?می‌توانی لطفاً به من کمک کنی از این صندلی بلند پایین بیایم؟