aushelfen
کمک موقت کردن، جور کسی را کشیدن، مشکل مالی مقطعی را حل کردن
Bedeutungen
1
Dativ + mit + Dativ / (in + Dativ)
جایگزین کسی شدن یا به صورت اضطراری/موقتی به کسی کمک رساندن
- Er hilft diese Woche im Restaurant aus, weil ein Kellner krank ist.او این هفته در رستوران کمک میکند (جایگزین شده)، چون یکی از گارسونها بیمار است.
- Könntest du mir kurz mit etwas Kleingeld aushelfen?میتوانی کمی پول خرد به من قرض بدهی تا کارم راه بیفتد؟