weiterhelfen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌhɛlfn̩/
Wortzerlegung: wei·ter·hel·fen
فعل

راهنمایی کردن، مشکل‌گشایی کردن، پیش بردن کار

Bedeutungen

1 Dativ (+ bei + Dativ)

کمک یا ارائه اطلاعات به کسی تا بتواند مشکلش را حل کند یا گامی به جلو بردارد

  • Können Sie mir bitte weiterhelfen? Ich suche diesen Schalter.می‌توانید لطفاً مرا راهنمایی کنید؟ من دنبال این باجه می‌گردم.
  • Sein Ratschlag hat mir bei dem Problem sehr weitergeholfen.توصیه او در حل این مشکل بسیار به کارم آمد.