zusammenhelfen
همکاری کردن، به یکدیگر کمک کردن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / (bei + Dativ)
چند نفر به همراه یکدیگر برای دستیابی به یک هدف مشترک یا حل یک مشکل اقدام کردن
- Wenn alle Dorfbewohner zusammenhelfen, ist der Schaden schnell behoben.اگر همه اهالی روستا به هم کمک کنند، خسارت به سرعت جبران میشود.
- Die Nachbarn haben beim Wiederaufbau zusammengeholfen.همسایهها در بازسازی به یکدیگر کمک کردند.