فعل
افسار زدن (به اسب یا حیوان مشابه)
معانی و تعاریف halftern:
- به حیوان (معمولاً اسب) افسار یا دهنه زدن
جملات نمونه برای halftern:
Ich ''halftere'' die Stute und du treibst die Jährlinge auf die andere Weide.
من به مادیان افسار میزنم و تو کره اسبها را به چراگاه دیگر میرانی.
Der Bauer halftert das Pferd, bevor er es auf die Weide führt.
کشاورز قبل از اینکه اسب را به چراگاه ببرد، به آن افسار میزند.
Sie musste das junge Fohlen vorsichtig halftern.
او مجبور بود با احتیاط به کره اسب جوان افسار بزند.