Konjugierte Form
افسار زدند
معانی و تعاریف halfterten:
- به طور تحتاللفظی، بستن لجام به حیوان؛ به صورت مجازی، کنترل یا مهار کردن کسی یا چیزی که سرکش یا غیرقابل کنترل است.
جملات نمونه برای halfterten:
Die Cowboys halfterten die wilden Mustangs, um sie für den Ritt vorzubereiten.
گاوچرانان، اسبهای وحشی را مهار کردند تا آنها را برای سوارکاری آماده کنند.
Die politischen Führer halfterten die radikalen Kräfte, um eine Eskalation zu verhindern.
رهبران سیاسی، نیروهای رادیکال را کنترل کردند تا از تشدید اوضاع جلوگیری کنند.