widerhallen

Aussprache: /ˈviːdɐˌhalən/
Worttrennung: wi·der·hal·len
فعل

طنین‌انداز شدن، منعکس شدن صدا، پژواک شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

صدا یا فریادی که در فضا منعکس شده و بازمی‌گردد، طنین‌انداز شدن.

  • Der Schuss hallte in den Bergen wider.صدای شلیک در کوه‌ها طنین‌انداز شد.
  • Ihr Lachen hallte durch den Saal wider.خنده او در سالن پژواک شد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به طور گسترده شنیده شدن یا مورد توجه قرار گرفتن (به صورت مجازی).

  • Die Nachricht von seinem Erfolg hallte wider.خبر موفقیت او به طور گسترده شنیده شد.
  • Seine Worte hallten in der Öffentlichkeit wider.سخنان او در میان عموم بازتاب یافت.