emporhalten

Aussprache: /ɛmˈpoːɐ̯ˌhaltn̩/
Worttrennung: em·por·hal·ten
فعل

به بالا نگه داشتن، برافراشتن، گرامی داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + emporhalten)

چیزی (مانند پرچم، پلاکارد، دست) را به سمت بالا نگه داشتن یا برافراشتن.

  • Die Menge hielt Schilder empor.جمعیت پلاکاردها را به بالا نگه داشتند.
  • Er hielt seine Trophäe stolz empor.او جام قهرمانی‌اش را با افتخار به بالا گرفت.
2 Akkusativ (Werte, Erinnerung, Traditionen + emporhalten)

به صورت مجازی، ارزش‌ها، یاد و خاطره یا میراثی را گرامی داشتن، حفظ کردن و ارج نهادن.

  • Wir müssen die Traditionen unserer Vorfahren hochhalten.ما باید سنت‌های نیاکانمان را گرامی بداریم.
  • Sie hält die Erinnerung an ihren verstorbenen Mann lebendig.او یاد همسر فقیدش را زنده نگه می‌دارد.