zurückhalten

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌhaltn̩/
Worttrennung: zu·rück·hal·ten
فعل

نگه‌داشتن، بازداشتن، پنهان کردن، خودداری کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zurückhalten)

مانع پیشروی یا حرکت کسی/چیزی شدن؛ عقب نگه‌داشتن؛ بازداشتن.

  • Die Polizei hielt den Verdächtigen zurück.پلیس مظنون را بازداشت کرد.
  • Der starke Wind hielt die Schiffe im Hafen zurück.باد شدید کشتی‌ها را در بندر نگه داشت.
2 Akkusativ + vor + Dativ

اطلاعات، احساسات یا واکنش‌ها را افشا نکردن و پنهان ساختن؛ سرکوب کردن.

  • Er konnte seine Freude nicht vor ihr zurückhalten.او نتوانست شادی‌اش را از او پنهان کند.
  • Sie hielt wichtige Informationen vor den Ermittlern zurück.او اطلاعات مهمی را از بازرسان پنهان کرد.
3 sich + mit + Dativ

خودداری کردن، خویشتن‌داری نمودن، محتاطانه عمل کردن؛ از انجام کاری امتناع ورزیدن.

  • Er musste sich mit seiner Kritik zurückhalten.او مجبور بود از انتقادش خودداری کند.
  • Sie hielt sich mit vorschnellen Urteilen zurück.او از قضاوت‌های عجولانه خودداری کرد.