anhalten
متوقف کردن، متوقف شدن، ادامه داشتن، تشویق کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (Perfekt mit sein)
(خودرو، شخص) متوقف شدن، ایستادن (لازم)
- Der Bus ist an der nächsten Haltestelle angehalten.اتوبوس در ایستگاه بعدی توقف کرد.
- Wir mussten mendestens einmal anhalten, um zu tanken.ما مجبور شدیم حداقل یک بار برای بنزین زدن بایستیم.
2
Akkusativ (Perfekt mit haben)
چیزی یا کسی را متوقف کردن، نگه داشتن (متعدی)
- Der Polizist hielt das Auto an.پلیس ماشین را متوقف کرد.
- Er hielt den Atem für eine Minute an.او نفسش را به مدت یک دقیقه حبس کرد (نگه داشت).
3
intransitiv (Perfekt mit haben)
ادامه داشتن، دوام آوردن، پایداری نشان دادن (وضعیت جوی، روند، درد)
- Der Regen hielt den ganzen Tag an.باران تمام روز ادامه داشت.
- Ich hoffe, dass das gute Wetter noch lange anhält.امیدوارم هوای خوب هنوز برای مدت طولانی ادامه داشته باشد.
4
Akkusativ + zu + Dativ (Perfekt mit haben)
کسی را به انجام کاری ترغیب کردن، تشویق کردن یا واداشتن
- Er hielt seine Kinder zur Pünktlichkeit an.او فرزندانش را به وقتشناسی ترغیب کرد.
- Man sollte die Schüler zum regelmäßigen Lesen anhalten.باید دانشآموزان را به مطالعه منظم تشویق کرد.