offenhalten

Aussprache: /ˈɔfn̩ˌhaltn̩/
Worttrennung: of·fen·hal·ten
فعل

باز نگه داشتن، فرصت را حفظ کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

در یا پنجره را فیزیکی در حالت باز نگه داشتن

  • Bitte halte die Tür für die anderen Gäste offen!لطفاً در را برای بقیه مهمان‌ها باز نگه دار!
  • Er hat das Fenster die ganze Nacht offengehalten.او تمام شب پنجره را باز نگه داشت.
2 Akkusativ / sich (Dat) + Akkusativ

گزینه، موقعیت شغلی یا امکان تصمیم‌گیری را نهایی نکردن و باز گذاشتن

  • Ich möchte mir alle Möglichkeiten für die Zukunft offenhalten.من می‌خواهم همه گزینه‌ها را برای آینده‌ام باز نگه دارم.
  • Die Firma hält die Stelle noch bis Ende des Monats offen.شرکت این موقعیت شغلی را تا پایان ماه باز نگه می‌دارد.