offenhalten
باز نگه داشتن، فرصت را حفظ کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
در یا پنجره را فیزیکی در حالت باز نگه داشتن
- Bitte halte die Tür für die anderen Gäste offen!لطفاً در را برای بقیه مهمانها باز نگه دار!
- Er hat das Fenster die ganze Nacht offengehalten.او تمام شب پنجره را باز نگه داشت.
2
Akkusativ / sich (Dat) + Akkusativ
گزینه، موقعیت شغلی یا امکان تصمیمگیری را نهایی نکردن و باز گذاشتن
- Ich möchte mir alle Möglichkeiten für die Zukunft offenhalten.من میخواهم همه گزینهها را برای آیندهام باز نگه دارم.
- Die Firma hält die Stelle noch bis Ende des Monats offen.شرکت این موقعیت شغلی را تا پایان ماه باز نگه میدارد.