فعل
انبار کردن، احتکار کردن (برای روز مبادا)
معانی و تعاریف hamstern:
- احتکار کردن، ذخیره کردن (به مقدار زیاد، اغلب از ترس کمبود)
جملات نمونه برای hamstern:
Vor erwarteten Verknappungen ''hamstern'' manche Menschen und erzeugen oder verschärfen damit die Verknappung.
قبل از کمبودهای پیشبینیشده، برخی افراد دست به احتکار میزنند و کمبود را ایجاد یا تشدید میکنند.
„Ich habe bis jetzt vermeiden, irgendetwas zu ''hamstern'', aber heute habe ich doch ein wenig Kakao, Tee, Schmierseife und einiges andere besorgt.“
«من تا الان از احتکار کردن هر چیزی خودداری کردهام، اما امروز کمی کاکائو، چای، صابون نرم و چند چیز دیگر تهیه کردم.»
Nach den beiden Weltkriegen mussten viele Menschen ''hamstern,'' um zu überleben.
پس از هر دو جنگ جهانی، بسیاری از مردم برای زنده ماندن مجبور بودند دست به احتکار بزنند.