فعل
عمل کردن، معامله کردن، درباره چیزی بودن
معانی و تعاریف handeln:
- عمل کردن، کاری انجام دادن
- درباره چیزی بودن، موضوع چیزی بودن (es handelt sich um)
- معامله کردن، تجارت کردن
جملات نمونه برای handeln:
Sie ''handelte'' sehr besonnen.
او بسیار مدبرانه عمل کرد.
Man hatte zunächst mit Wein und Gewürzen ''gehandelt.''
آنها ابتدا با شراب و ادویه معامله کرده بودند.
Er ''handelt'' seit Jahren mit Drogen.
او سالهاست که با مواد مخدر تجارت میکند.