handgeführt

Aussprache: /ˈhantɡəˌfyːɐ̯t/
Worttrennung: hand·ge·führt
صفت

دستی، قابل حمل با دست

Bedeutungen

1

چیزی که با دست حمل می‌شود یا توسط دست هدایت و کنترل می‌شود.

  • Das war ein handgeführtes Werkzeug, kein ferngesteuertes.این یک ابزار دستی بود، نه از راه دور کنترل شونده.
  • Der Roboter war nicht autonom, sondern handgeführt.ربات خودکار نبود، بلکه با دست هدایت می‌شد.
  • Sie benutzte eine handgeführte Säge für das Holz.او از یک اره دستی برای چوب استفاده کرد.