صفت
دستبافت، دستساز (با میل)
جملات نمونه برای handgestrickt:
Jedes Jahr zu Weihnachten verschenkt meine Oma ''handgestrickte'' Ringelsöckchen.
هر سال برای کریسمس، مادربزرگم جورابهای راهراه دستبافت هدیه میدهد.
Dieses ''handgestrickte'' Programm funktioniert ja besser als gedacht.
این برنامه دستساز (یا آماتور) بهتر از آن چیزی که فکر میکردم کار میکند.